خرید بک لینک
بین التحلیفین

اینم از این
علیرضا کاردار
سی دی سریال عاشقانه را از دستگاه درآوردم. همسرم گفت: «خوب بود. بدو زود شهرزاد رو بذار» انگار اگر بینش فاصله می افتاد، می ماسید. گفتم: «بذار یه نفسی بکشیم. این دستگاه بدبخت هم استراحت کنه.» کار این شب های ما شده سریال دیدن. عاشقانه که تمام شد، نوبت شهرزاد است و گیم آو ترونز و بعدش تکرار کوچه اقاقیا. هنوز فرار از زندان و خانه پوشالی هم توی نوبتند. خوب است همین سریال ها هستند، وگرنه مجبور می شدیم تلویزیون مان را بفروشیم بس که بیکار گوشه هال افتاده است. همسرم گفت: «پس پاشو دو تا لیوان شربت خاکشیر بیار، تا هم خستگیت در بره، هم دستگاه خنک بشه!» همیشه حسرت می خورم چرا پدر و مادرم به من «نه گفتن» را یاد نداده اند. هرچند در این جور مواقع «نه گفتن» به همسر، جرأت بیشتری می خواهد تا رانندگی با پراید. گفتم: «راستی شنیدی مدیرعامل سایپا گفته پراید مطلوب فقراست ولی از رده خارج میشه؟» گفت: «از رده خارج شدن فقط تغییر شکل صندوق عقب و چراغ های جلو، بقیه اش شوخی ای بیش نیست! خدا این فقرا رو بیشتر کنه که یه عده رو به چه جاهایی رسوند!» رفتم توی آشپزخانه تا حرف به جاهای باریک نکشد که گفت: «میگن خبری از زن نیست» چند ثانیه ماتم برد که یعنی چه؟ با خودش حرف می زند؟ کسی آمده توی خانه؟ گیسو برازنده را می گفت؟ قباد از زن گرفتن منصرف شده است؟ نکند دنریس تارگرین زن نیست؟ بیرون آمدم و پرسیدم: «چی؟» گفت: «میگن تو کابینه جدید خبری از زنان نیست.» آهان! به خیر گذشته بود. گفتم: «کی گفته؟ تازه شنبه تحلیفه. بعدش اسامی هیأت دولت رو اعلام می کنن. به جز خود آقای روحانی حضور هیچ کس دیگه تو دولت جدید هنوز قطعی نشده» لیوان شربت را هم زد و ...

اخبار پیشنهادی:

بین التحلیفین

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1396 ساعت: 7:45

صفحه بندی