موسی حسن وند
ساعت پنج عصر با بمب های تبلیغاتی شروع به کار کرد و شاهد آن سانس های بیست و چهل تایی دو روز اکران این فیلم است، اما فهمیدن رضایت بیننده پس از خروج از سینما کار سختی نبود، پس از پایان فیلم از طرف تماشاچیان تشویقی در کار نبود و چک کردن موبایل ها در طول فیلم نشان می داد، علی رغم همه تبلیغات رسانه ای، فیلم جدید مدیری محتوای جدید و ویژه ای ندارد.
ساعت پنج عصر ملغمه ای از سریال های پیشین این طنزپرداز موفق، علاوه بر دغدغه ها و جهان بینی شخصی است که به تم روشنفکری و عوام زدگی مزین شده و جالب تر که در هیچکدام از موارد مذکور به عمق نرفته و در همان سطح اولیه خود مانده است. موفقترین بخش فیلم را هم می توان کمپین تبلیغاتی فیلم دانست که در طول ماه گذشته توانست فیلم را در تیترهای خبری شبکه های اجتماعی نگه دارد تا بتواند همه رکوردهای روز اول اکران در سینمای ایران را بشکند.
اگرچه ساعت پنج عصر در بخش های ابتدایی تلاش می کند، سینمای روشنفکری را برای بیننده یادآور شود، اما مشکل اینجاست که فیلم مدام در بین سینمای روشنفکری، درام و کمدی (و نه طنز) معلق و سرگردان است. کمدی آن خنده آور نیست و فضای روشنفکری ضدمردمی فیلم هم به تعریف ساده از کار درنیامده است. درام آن تماشاچی را درگیر نمی کند و فیلم تا آخر به تماشاچی فروخته نخواهد شد.
برای مثال در سکانس اول، روی تلفن همراهی تاکید می شود که این روزها تنها ارتباط عاطفی انسان مدرن شده ایرانی با دنیای بیرون است. این تاکید بر تنهایی انسان در کنار تابلوهای نقاشی و نوع چیدمان اتاق نشان می دهد ما با یک انسان مدرن (یا شبه مدرن؟) طرف هستیم. کسی که تختش در همان اتاق هال است، صبح با صدای موسیقی ...
[ مشاهده متن کامل طبـل تـو خـالی در روزنامه مردم سالاری ]
اخبار پیشنهادی:
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان