خرید بک لینک

خبر ورزشی/ در اتوبان شلوغی که تهران را از مرکز به شمال غرب وصل می کند، تصادف می شود. ناگهان یکی از چهره های سرشناس فوتبال با قفل فرمان از اتومبیل خود پیاده می شود و عربده کشان قصد تنبیه شهروند بی دفاع را دارد. هر بیننده ای بی اختیار یاد سریال در مسیر زاینده رود حسن فتحی می افتد که یک تصادف زندگی ستاره فوتبال را زیر و رو کرد... چند نفری که بازیکن سرشناس را می شناسند، جرأت می کنند جلو بروند تا او را آرام کنند. یکی از آنها از ستاره فوتبال می خواهد به احترام ناموس مردم که در حال تردد با اتومبیل هستند، فحاشی نکند اما همین که دوباره دهان طرف باز می شود، عقب می کشد و سراغ همراه این ستاره می رود و می گوید: «دهانش بدجوری بو می دهد، آن هم این ساعت از روز! خودت یک جوری او را ببر، نگذار پشت فرمان هم بنشیند، مأمور بیاید...» این تنها نمونه ای نیست که یک نفر در حالت نامتعادل پشت فرمان نشسته و منجر به تصادف یا نزاع شده است. سال قبل ستاره دیگری در حالت غیر عادی خانم جوانی را با اتومبیل تعقیب می کند و آن خانم تلفنی به همسرش اطلاع می دهد و ستاره فوتبال را به کوچه ای بن بست می کشاند تا همسرش و دوستانش حسابی او را کتک بزنند. همیشه اما ماجرا با کتک یا تذکر تمام نمی شود... حالا حالت غیر عادی یک ستاره فوتسال بانوان در حال رانندگی منجر به قتل یک مأمور نیروی انتظامی شده است. این اتفاق تلخ هشداری است برای ستاره ها که بیشتر مراقب رفتار خود باشند. البته مشکل فقط شرب خمر نیست که برخی چهره های سرشناس فوتبال ما را گرفتار کرده است، بعضی ها در حالت عادی هم برای جامعه خطر دارند؛ مثل بازیکن ملی پوش استقلال که چند هفته قبل در خیابان خواجه عبدا... یکی از کسبه آن منطقه را زیر رگبار مشت و لگد گرفت و بعد هم با تهدید او را ناچار کرد رضایت بدهد یا دروازه بان پرحاشیه و سرشناسی که تا به حال دو بار پلیس اتومبیل او را در بزرگراه ها به دلیل مانور و رانندگی پرخطر متوقف کرده است و یا ستاره های دیگری که هنوز نحوه رفتار صحیح در جامعه را نمی دانند. این ایراد از همان سال های اولی که ستاره های ورزش به لطف رسانه ها به شهرت رسیدند، وجود داشت... ستاره های ورزش به پشتوانه همین شهرت از رانت های مختلفی در جامعه استفاده می کردند اما حاضر نبودند روی رفتار خود کنترل داشته باشند. آنها چه پیاده و چه با اتوبیل در سطح شهر دست به رفتارهایی می زدند که دردسرساز بود. صدالبته همان زمان نظریه خنده داری مطرح شد مبنی بر این که ستاره های ورزش الگوی نسل جوان هستند و باید مراقب رفتار خود باشند... این دیگر از آن حرف هاست... اگر یک ستاره ورزش نخواهد الگوی نسل جوان باشد و زندگی خودش را بکند، چه کسی را باید ببیند؟ اگر من و شما نمی توانیم الگوهای درستی به فرزندان خودمان معرفی کنیم و آنها به ناچار و از سر ناتوانی یا بی توجهی ما، سراغ الگوبرداری از فوتبالیست ها می روند، مقصر ستاره های فوتبال نیستند. آنها حق دارند زندگی عادی خودشان را داشته باشند. اما آیا داشتن زندگی عادی به این معنی است که یک نفر به این دلیل که مشهور است در خیابان مردم را کتک بزند و یا برای مردم مزاحمت ایجاد کند؟ ما همیشه از تفکیک همین مرزها عاجز بوده ایم. همیشه مرز میان حریم خصوصی و زندگی شخصی با رفتار درست اجتماعی را به غلط درهم نوردیده ایم! شاید بهتر بود از روز اول به ستاره ها آموزش می دادیم به همان اندازه ای که در جامعه محبوبیت و شهرت به دست می آورید و به خاطر همین شهرت و محبوبیت امتیازهای ویژه ای می گیرید، باید چارچوبی را هم رعایت کنید و نمی توانید مثل آدم های عادی باشید و یا مثل مزاحم های خیابانی بامردم رفتار کنید. واقعاً جای این آموزش ها در ورزش ما کجاست؟ آنهایی که امروز به ستاره ها بابت هر اشتباه حمله می کنند، دیروز چه آموزشی به آنها داده اند؟ این سؤال را حتماً همه دست اندرکاران ورزش باید از خودشان بپرسند، حتی اگر برایش پاسخی نباشد، شاید حداقل باعث شود از این پس به فکر باشیم، به پدیده های امروز برای فردایی بهتر، نحوه برخورد با مردم و رفتار صحیح اجتماعی را آموزش بدهیم.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 2:23

صفحه بندی