هومن جعفری شما اشتباهی ها! یک تشکری هم داشته باشیم از نابغه هایی که برای یکی دو ساعت، حال خانوم های فوتبالدوست ایرانی را خوب کردند و به آنها به شکل اشتباهی اجازه دادند که بلیت های بازی ایران و کره را بخرند! چقدر خوب! دست شما درد نکند با این اشتباهتان! از صبح تا شب در این مملکت داریم می خوانیم: اشتباهی به موسسات غیر مجاز اجازه فعالیت دادیم کلی اختلاس کردند!اشتباهی دانش آموزان نخبه را نصفه شب با اتوبوس فرستادیم وسط کوه و کمر، تصادف کردند و پرپر شدند! اشتباه شد! ناراحت نباشید!اشتباهی با پول سرمایه صندوق فرهنگیان سریال ساختیم!اشتباهی یکی از معاونان شهرداری که مشخص بود یک کارهایی کرده، به یک بهانه ای رفت سوییس و جلویش را نگرفتیم! شب خوابیدیم، صبح بلند شدیم، دیدیم 8 هزار میلیارد تومان اختلاس شده، فهمیدیم اشتباه شده! ولی خدا را شکر حواسمان بود که بلیت فروشی برای زنان در ورزشگاه آزادی دارد صورت می گیرد، سریع جلویش را گرفتیم! ما چقدر خوبیم که از اشتباهاتمان درس می گیریم. لطفا قربان ما بروید دسته جمعی! کارلوس بسه دیگه! کارلوس کی روش اعصاب که ندارد. به یک چیزی بند کند ول کن نیست. استاد فرموده اند که نه خودشان و نه بازیکنان تیم ملی در جشن صعود شرکت نمی کنند. ایشان همچنین پیشنهاد کرده اند از طریق گلریزان بانکی برای ملی پوشان پاداش تهیه شود. ایشان همچنین تهدید کرده اند که دیگر با مسوولان فدراسیون کاری ندارند و فقط برای تیم ملی خودشان ایران کار می کنند. حالا 3 روز دیگر از حسابداری به استاد زنگ می زنند می گویند بیا یک چمدان دلار ببر، تا همانجا کف زمین ننشیند و دلارها را تا تهش نشمرد و از همه مهم تر، دو تا از یک دلاری ها را که گوشه ندارند عوض نکند از اتاق مالی بیرون نمی رود! نتیجه اخلاقی: داداش! دوست داریم ولی با شعور ما بازی نکن! اوس استباژن عطار و حمید آقای ترانسفری با در نظر گرفتن اینکه مسوولان باشگاه بارسلونا عرضه نداشتند چهارتا دانه بازیکن برای تیمشان بگیرند، حمید آقا درخشان استاد بازار نقل و انتقالات را به بارسایی ها پیشنهاد می کنیم برای اداره امور نقل و انتقالات باشگاه! با تعهدی که ما در حمید آقا می بینیم ظرف مدت سه ساعت و نیم، هرچه تادئو و مبین میردورقی و بقیه علی کریمی های آماده به کشف شدن است، از داخل قوطی اوس استبان عطار از همان بغل نیو کمپ تهیه می کند، قال قصه را می کند و خلاص! راستی صحبت حمید آقا درخشان شد. استاد استعفای دیروزش را پس گرفت و گفت هیچ جا نمی روم! خب راست می گوید طفلکی! کجا برود به او تیم بدهند؟
برچسب: طنزیم,
نویسنده: کاوه محمدزادگان