رویا سلیمی
«فصل نرگس» را با کمی اغماض می توان در زمره فیلمهای سینمایی جای داد. دومین ساخته نگار آذربایجانی در واقع نصیحتی مشفقانه به خانواده هایی است که عزیزانشان را در اثر مرگ مغزی از دست داده اند و می توانند با اهدای اعضای آنها به چندین خانواده زندگی دوباره ببخشند. بیان این جمله همراه با تاثر و امید در داستان فصل نرگس، دستمایه فیلمی می شود که با استاندارها و ساختار فیلمهای سینمایی فاصله دارد و کاملا شبیه تله فیلمهای مناسبی است که صدا و سیما به فراخور مناسبتهای مختلف پخش می کند و البته کمی هم شبیه سریال پر طرفدار «شاید برای شما اتفاق بیفتد».
در بستر روایت احساسی و عاشقانه که با مرگ معشوق نافرجام مانده؛ چند خرده روایت دیگر نیز وجود دارد که به طرز بسیار عجیبی که تنها از فیلمسازان ایرانی بر می آید به یکدیگر در پایان بندی فیلم متصل می شوند و در نهایت خط چند خرده روایت به یکدیگر می رسد و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود.
در روایت آذربایجانی دو بازیگر در نقشهای خود حضور دارند و هر کدام به نحوی به مسئله پیوند عضو مربوط می شوند. شروع فیلم با مراسم بزرگداشت مرحوم عسل بدیعی آغاز می شود که پس از مرگ، اعضایش اهدا شده و به عنوان الگویی در ابتدای فیلم به مخاطب یادآوری می کند که هنرمندان نیز در لیست پیوند اعضا حضور دارند و می تواند از آنها به عنوان الگویی برای این کار توجه داشت. در ادامه زنی راننده با بازی ریما رامین فر از کسانی است که به واسطه پیوند عضو، توانسته زندگی را دوباره ادامه دهد و در مسیر زندگی اش با بازیگری مواجه می شود که در برشی کوتاه از زندگی، آنها بر یکدیگر تاثیر می گذارند و نقش و جایگاه آرتیسهای سینمایی را به مخاطب ...
[ مشاهده متن کامل رویکردی ساده انگارانه به مفهومی حیاتی! در روزنامه مردم سالاری ]
اخبار پیشنهادی: