پدرام عبهر| فیلم «فصل نرگس» چند روایت مختلف را به صورت موازی دنبال می کند؛ روایت هایی که در ابتدا کاملا بی ربط به نظر می رسند اما کم کم نشانه های مشترکی در آنها پیدا می شود که بارزترین شان گلِ نرگس است. این نشانه ها به تدریج بیشتر و بیشتر می شوند و پیوند این روایت ها اندک اندک آشکار می شود تا بالاخره در اواخر فیلم رابطه این روایت ها و آدم های مختلف شان کاملا آشکار و موضوع اصلی فیلم که تا آن زمان هوشمندانه مشخص نشده نمایان می شود (موضوعی که ترجیح می دهم در این یادداشت هم به آن اشاره ای نکنم و پیشنهادم این است که شما هم پیش از تماشای فیلم مطلب دیگری در موردش نخوانید تا سورپرایز پایانی برایتان خراب نشود). داستان کلی «فصل نرگس» درست مثل یک جدول متقاطع که یکی از همان نشانه های مشترک روایت های موازی فیلم هم هست، به تدریج خانه به خانه تکمیل می شود و این رویکرد یکی از جذابیت های فیلم است.
«فصل نرگس» ضرباهنگ خوبی دارد؛ اما این ضرباهنگ خوب کمی دیر شروع می شود. در واقع فیلم اصلا خوب شروع نمی شود و 10دقیقه ابتدایی آن ممکن است این تصور را به شما بدهد که با فیلمی کسالت بار روبه رو هستید؛ اما ناگهان فیلم سر و شکل خودش را پیدا می کند، ریتمش شکل می گیرد و خوشبختانه تا پایان هم تقریبا حفظ می شود. از طرف دیگر، روایت های مختلف فیلم لحن یک دست و یکپارچه ای ندارند. بدون شک، زوج امیر آقایی و ریما رامین فر که هر دو بازی بسیار خوبی از خود به نمایش می گذارند، موفق ترین زوج و بهترین روایت فیلم هستند.
«فصل نرگس» مثل خیلی از فیلم های دیگر می توانست فیلم بهتری باشد؛ مخصوصا در زمینه برخی دیالوگ ها اما با همه اینها فیلمنامه خوب و کارگردانی قابل ...
[ مشاهده متن کامل جدول متقاطع در روزنامه شهروند ]
اخبار پیشنهادی: